تاریخ را تنها شمشیرها، حکومتها و فتوحات نمینویسند؛ گاه اشکهای یک امت، از هزاران لشکر ماندگارتر است. در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، بدرقه مردان الهی، پایان یک زندگی نیست؛ آغاز فصل تازهای از حیات یک مکتب است. آنجا که پیکرهای پاک بر دوش مؤمنان تشییع میشود، در حقیقت پرچم رسالت آنان بر دوش نسلهای آینده قرار میگیرد و پیمان امت با آرمانهای الهی تجدید میشود.
قرآن کریم، حیات اولیای الهی را محدود به حیات جسمانی نمیداند؛ ﴿وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ﴾. این حیات، تنها یک حقیقت اخروی نیست؛ جلوهای از آن در ماندگاری اندیشه، استمرار راه و الهامبخشی آنان در متن تاریخ آشکار میشود. مردان خدا از میان مردم میروند، اما راه آنان در جان امت ریشه میدواند و هر نسل، امانتدار رسالت نسل پیش از خود میشود.
تاریخ تشیع، سرشار از بدرقههایی است که هر یک، سرآغاز فصلی تازه در حیات مکتب بودهاند. رحلت شیخ طوسی، به تأسیس حوزه ماندگار نجف انجامید؛ میراث علمی شیخ انصاری، فقه شیعه را وارد افقی نو کرد؛ و وداع امت با امام خمینی، تنها تشییع یک رهبر نبود، بلکه تجدید بیعت میلیونها انسان با آرمانهای انقلاب اسلامی بود. این رخدادها گواه آناند که در فرهنگ تشیع، عظمت یک مکتب به حضور یک شخصیت محدود نمیشود؛ بلکه در قدرت آن برای تربیت وارثان، استمرار اندیشه و انتقال پرچم هدایت از نسلی به نسل دیگر معنا مییابد.
نمونهای روشن از این سنت، بدرقه باشکوه شیخ مفید است. بغداد، هزار سال پیش، پیکر فقیهی را بر دوش گرفت که با عقلانیت، اجتهاد و دفاع استوار از مکتب اهلبیت علیهمالسلام، پایههای هویت علمی تشیع را استحکام بخشیده بود. بدخواهان گمان کردند که با خاموش شدن آن چراغ، فروغ مکتب نیز فرو خواهد نشست؛ اما تاریخ، گواهی دیگری داد. حوزهای که او بنیان نهاد، شاگردانی که پرورش داد و اندیشهای که سامان بخشید، قرنها بعد نیز الهامبخش فقه، کلام و تمدن شیعی باقی ماند.
از همین منظر بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی رحمه الله، در پیام ماندگار خود به کنگره جهانی هزاره شیخ مفید ره، آن تشییع را نه پایان یک فقیه، بلکه استمرار یک جریان تمدنساز دانستند؛ جریانی که «زایندگی و فزایندگی» آن را اراده الهی در گذر نسلها تضمین کرده است. این تحلیل، صرفاً بازخوانی یک واقعه تاریخی نبود؛ تبیین سنتی بود که بر همه تاریخ تشیع جاری است؛ سنتی که نشان میدهد مکتب اهلبیت علیهمالسلام، بیش از آنکه به اشخاص وابسته باشد، بر حقیقتی الهی استوار است که در هر عصر، وارثان خود را مییابد.
اقتدار تشیع نیز در همین راز نهفته است؛ مکتبی که با فقاهت، استحکام یافته؛ با جهاد، عزت یافته؛ با شهادت، طراوت یافته؛ و با وفاداری مؤمنان، استمرار پیدا کرده است. تاریخ، بارها ثابت کرده است که حذف شخصیتها، هرگز به حذف آرمانها نمیانجامد. پرچم حق، همواره از دستی به دست دیگر سپرده شده و کاروان ولایت، با صلابت و بصیرت، راه خویش را ادامه داده است.
امروز نیز رسالت ما، تنها بزرگداشت نام بزرگان نیست؛ بلکه شناخت راه آنان، پاسداری از میراث علمی و معنویشان و تبدیل ایمان به مسئولیت اجتماعی است. جامعهای که تاریخ خود را بشناسد، در برابر طوفانهای زمانه استوار میماند؛ زیرا میداند که راز بقا، در وفاداری به حقیقت و اهداف بزرگان آن مکتب است، نه در وابستگی به فرد یا شخص صرفا در زمان حیات او.
این، پیام ماندگار تاریخ تشیع است: بدرقه مردان الهی، پایان یک راه نیست؛ آغاز حیات جاودانِ یک مکتب است؛ مکتبی که به وعده الهی، تا برپایی دولت کریمه حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف، پرچم هدایت را بر دوش خواهد کشید.
۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۸
کد مطلب: ۱۱۵۵۴۰۳
وداع با مردان الهی؛ آغاز حیات جاودانِ یک مکتب
بدرقهای که تاریخ را میسازد
دکتر حسین رضایی شریف آبادی، استادیار و عضو هیئت علمی گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان، دکتری تاریخ و تمدن اسلامی
در مکتب تشیع، رحلت بزرگان پایان نیست؛ آغاز فصلی نو برای مکتب است. پیکرهای پاکشان بر دوش مؤمنان، پرچم رسالت را به نسلهای آینده میسپارد و پیمان با آرمانها تجدید میشود. این راز ماندگاری مکتب اهلبیت(ع) است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه





نظر شما